11:30
اقا حساب ما چقدر شد .؟
سه و پونصد .
یکی شون کچل بود اون یکی دست کرد توی جیبش تاپول در بیاره دستش رو که دراورد یه چیزی از بین انگشتا و پولاش افتاد روی زمین اونو ورداشت داد به دوست کچلش وگفت اینو بذار توی جیبت حسابی برات شانس میاره عمرا اگه گیر بیفتی .
کچله پرسید چی هست .؟
کس کفتر. چند سال باهامه انگار پلیس منو نمی بینه هر وقت هم دیده از دستشون فرار کردم.
کچله اونو گرفت و گذاشت تو جیبش .
پول دادن رفتن .
12:15
بچه مدرسه ایها ریختند تو مغازه همشون فلافل خور بودند مشغول ساندویچ درست کردن شدم
.صداشونو می شنیدم .
: دیدی ما مورا چطوری گرفتنشون .
نه بابا اون یکی فرار کرد مگه ندیدی .
کچله گیر افتاد بد بخت .
سر کفتر گرفته بودنش.
نه بابا اون یکی یه کفتر مریض فروخته بود به کچله که بعد مرده بود برا همین کچله می زدش
دیدی؟اخرش پلیسه کچله رو گرفت تا اون یکی تونست فرار کنه .
اره اون کچله هی می گفت این چی بود مهره ی خره خر مهره است ؟.
چی می گی ؟ یارو که داشت فرارمی کرد گفت تاریخ اونی که دادم بهت گذشته من یکی تازه برای خودم خریدم. من نفهمیدم مگه کفترم تاریخ داره؟
حتما سر چک بوده .
بدبخت کچله چقدر بد شانس بود .
اون یکیم خوب فرار کردا.
۲۸ فوریهٔ ۲۰۰۸
خر شانسی
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
2 نظرات:
تست
من شنیده بودم کچلا خوش شانسن !! یعنی تاریخ مصرف ای حرفا هم گذشته !!؟
ارسال يک نظر