۱۹ فوریهٔ ۲۰۰۸

...


وایستاده بود جلوی مغازه لباسفروشی وبوق می زد
سوت زدم ودست تکون دادم تا متوجه شد و اومد جلو مغازه
:فکر کردم اون دختره ماشین خواسته
عجب چیزیه بااون لمبرا وسک وسینه هاش


:سوت زدی یهوئی خوابید

0 نظرات: